کارشناسان معتقدند که ازدواج یک پدیده مشترک فرهنگی است که به اشکال مختلف در تمام جوامع و ملتها وجود دارد، در هر فرهنگی الگوی مطلوبی از خانواده و شیوه ازدواج وجود دارد. در باور دینی و عرفی ایرانیان، ازدواج چارچوب تعریف شدهای دارد که برگرفته از الگوی مطلوب ازدواجامام علی(ع) و حضرت فاطمه (س) است.
با توجه به این که امروز اول ذیحجه سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه است و روز ازدواج جوانان نام گرفته، میتوان از آن فرصتی برای آسیبشناسی وضعیت ازدواج جوانان در کشور ساخت. به نظر میرسد در شرایط حاضر سن ازدواج از حساسیت ویژهای برخوردار شده که این پدیده را با وضعیت متعارضی روبهرو کرده است.
هر چند مدتی است کارشناسان فرهنگی و اجتماعی نسبت به افزایش سن ازدواج جوانان هشدار میدهند و ادامه این روند را دارای پیامدهای خوشایند و ناخوشایند اجتماعی عنوان میکنند، اما هنوز معضل ازدواج زودهنگام در بسیاری از جوامع و اقوام محلی به قوت خود باقی است که پیامدهای منفی و مثبت آن کمتر از دیگری نیست.
شواهد و مدارک تاریخی گواهی میدهد که ایرانیان باستان سن ازدواج را 2 یا 3 سال پس از بلوغ در نظر میگرفتند که غالبا سن عادی بلوغ برای هر دو جنس مرد و زن؛ 15 سالگی بود که به مناسبت ورود به اجتماع، کمربند مقدس به آنان اهدا میشد.
در ایران باستان، ایرانیان غالبا در سنین 18 یا 19 سالگی ازدواج میکردند و البته گاهی اوقات پدران و مادران درباره ازدواج فرزندانی که هنوز متولد نشده بودند به گفتگو میپرداختند و آنان را به عقد افراد درمیآوردند که البته این رسم در بسیاری موارد عامل دشمنی و مرافعه بین اقوام و قبایل محلی بود.
شاید با توجه به این پیشینه فرهنگی مشاهده ازدواجهای زودهنگام و در آغاز نوجوانی که تا حدود 50 - 40 سال پیش عرف رایج بود و حتی امروز هم در بسیاری از خانوادهها به قوت خود باقی است، تعجبی نداشته باشد. آمارها نشان میدهند متوسط سن ازدواج در سال 1325 برای دختران 19 سال بود.
در سال 45 متوسط سن ازدواج پسران به 24 سالگی افزایش و در دختران به 18 سالگی کاهش یافت، در حال حاضر سن ازدواج پسران حول و حوش 28 تا 29 سالگی است و سن دختر به 24 سالگی افزایش یافته؛ هر چند آمارهای ساز مانهای دولتی رقمی کمتر را نشان میدهد.
به هر حال سن ازدواج در حال افزایش است و این افزایش تا آنجا پذیرفته میشود که پیامدهای منفی و ناخوشایند آن تعدیل شود، در حالی که مطالعات اجتماعی بیان کننده این است که ازدواج زود هنگام و دیرهنگام در هر دو صورت پیامدها و اثرات مثبتی هم دارند که براساس فرهنگ حاکم در جامعه طی مرور زمان پذیرفته یا مردود میشود.
ازدواج زود هنگام، چرا؟
خانوادهای که دو عضو اصلی آن در سنین کودکی یا نوجوانی زندگی مشترک را آغاز میکنند به نوزاد نارسی شباهت دارد که کامل شدن نیازمند مرور زمان و مراقبتهای ویژه آن هم در فضایی خاص است. دلیل ازدواج زود هنگام غالبا جلوگیری از فساد اخلاقی زوجین عنوان میشود که معمولا با اتکا بر بنیه اقتصادی و اجتماعی و مدیریت پدران و سایر بزرگترهای خانواده زن و شوهر،یک خانواده دوام میآورد.
پیامدهای مخرب ازدواج زود هنگام آنجا تداعی میشود که بدانیم غالب این ازدواجها شکل اجباری و ناخواسته دارند و به عواملی مانند فقر، ناآرامی اجتماعی، تعلقات قومی، انگیزه محافظت از دختران و قوانین بازدارنده مبتنی است.
در سطح جهانی حدود 36 درصد زنان 20 تا 24 ساله قبل از رسیدن به 18 سالگی ازدواج کردهاند و سالانه 14 میلیون نوبالغ 15 تا 19 ساله زایمان میکنند و البته دختران زیر 15 سال، 5 برابر بیش از دختران سن 20 سالگی از مرگ و میر ناشی از بارداری و زایمان تلف میشوند.
در ایران هم شاید دغدغهها از تاخیر جوانان و عدم تمایلشان به ازدواج حکایت کند اما هنوز ازدواج در سن پایین آن هم از نوع اجباری نگران کننده است. براساس اطلاعات سرشماری سال 85 ، بیش از 35 درصد کل جمعیت کشورمان زیر 18 سال دارند ، از مجموع افراد واقع در سن 10 تا 19 سالگی (4/15 میلیون نفر) حدود 6 میلیون و 700 هزار نفر بین 10 تا 14 سالگی و 8 میلیون و 700 هزار نفر بین 15 تا 19 سالگی قرار دارند. از این تعداد حدود 890 هزار کودک زیر 19 سال به ازدواج اجباری تن دادهاند.
از بین جمعیت 10 تا 14 سال، 78 هزار نفر حداقل یک بار ازدواج کردهاند (یعنی 2/1 درصد) که از این بین از کل کودکان ازدواج کرده ایرانی 31 درصد را پسربچهها و 69 درصد را دختر بچهها تشکیل میدهند. از سوی دیگر در گروه سنی 15 تا 19 سال، 814 هزار نفر در ایران ازدواج کردهاند.
فقر یکی از عوامل اصلی ازدواج کودکان به خصوص دختر بچهها با افراد بزرگسال است. در بسیاری از نقاط دنیا، والدین، دختران را بار مالی اضافه بر خانواده میدانند و ازدواج او این فشار را بر اعضای خانواده میکاهد. از طرفی اعتیاد پدر، ملاحظات اخلاقی برای جلوگیری از فساد، بیماری روانی والدین، بیسوادی یا کم سوادی و طلاق والدین از جمله عوامل دیگری است که منجر به ازدواج فرزندان در سنین کودکی میشود.
در کنار آن میتوان فرهنگ عشیرهای و طایفهای را اضافه کرد که در برخی استانهای جنوب شرقی و غربی کشور منجر به تمایل خانوادهها برای ازدواج زود هنگام فرزندان میشود.
ازدواج زود هنگام و پیامدهای آن
ازدواج زود هنگام الزامات قابلتوجهی برای نوجوانان نوعروس و نودامادی دارد که از نظر سطح آموزش، بهداشت و استقلال مالی و شخصیتی وضعیت مناسبی ندارند. ازدواج زودهنگام و بارداری زودرس در بین دختران 10 تا 14 ساله 5 برابر بیش از زنان در سن 20 تا 24 ساله است. علاوه بر آن از آثار روانی ازدواج زودهنگام نمیتوان چشمپوشی کرد ، الزامات ازدواج در سنین پایین اغلب منجر به جدایی از خانواده، دوستان و تعلقات، از دست دادن آزادی، تعامل با همسالان و استفاده از فرصتهای آموزشی میشود.
با توجه به این که ازدواج زودهنگام در تمام دنیا در میان دختران بیشتر مشاهده میشود، این امر روند زنانه شدن فقر را تسریع میکند، چرا که در بیشتر موارد ازدواج و بارداریهای مکرر منجر به دوری آنان از فضای تحصیل و آموزش خواهد شد.
راهکار چیست؟
پایگاه اطلاعرسانی جامعهشناسی ایران با ارائه مقاله مفصلی در این زمینه، دولتها را مسوول تغییر قوانین منع ازدواج کودکان میداند. آموزش هم از مهمترین راههای پایان دادن به ازدواجهای اجباری است.
تاخیر در ازدواج چرا؟
اما با وجودی که هنوز مساله اجتماعی ازدواج زودهنگام که غالبا بر پیامدها و آثار منفی آن تاکید میشود با قوت وجود دارد، تاکید بیشتر مسوولان و سیاستگذاران فرهنگی کشور بر افزایش سن ازدواج و نبود تمایل به زندگی مشترک در میان جوانانی است که در سن ازدواج قرار دارند.
عوامل بسیاری در ایجاد این پدیده که البته متاثر از روند جهانی است، دخالت دارد؛ یکی از مهمترین این مسائل تغییر در باورها و الگوهای فکری و رفتاری جوانان است که خواستار شکل جدیدی از روابط خانوادگی هستند، شاید همین مساله انتخاب همسر ایدهآل را با تاخیر و دشواری روبهرو کند.
یکی از مهمترین عوامل تحول موقعیت زنان و ادامه تحصیلات آنان تا مقاطع عالی است، با توجه به الزامات خانه و خانواده برای دختران و پسران، ازدواج میتواند فرصت ارتقای تحصیلی را کاهش دهد.
بعضی از کارشناسان فرهنگی هم هشدار میدهند که افزایش سن ازدواج، معلول فراهم بودن زمینه ارضای نامشروع نیازهاست. به عقیده این کارشناسان این سن ازدواج و انحرافات اخلاقی رابطه علی وجود دارد که به مرور گرایش آنها را به ازدواج و تعهدات آن کاهش میدهد.
اما یکی از مهمترین علل تاخیر در سن ازدواج، تنگناهای مالی، نبود شغل مناسب و نداشتن مسکن است که در حال حاضر از عوامل مهم گریز از ازدواج عنوان میشود، متاسفانه اقدامات کند و سطحی در حمایت از این قشر از جوانان تاکنون نتوانسته آمار ازدواجها را تا مرز ایدهآل رشد دهد. (این مرز یک میلیون و 500 هزار ازدواج در سال اعلام شده است.)
پیامدهای ازدواج دیرهنگام
هر چند در شرایط کنونی نمیتوان سن بخصوصی را مرز ازدواج بهنگام و دیرهنگام دانست. اما به طور معمول وقتی شانس انتخاب همسر و تعدد گزینههای انتخابی بتدریج با افزایش سن کاهش مییابد از آن به تاخیر در سن ازدواج یاد میشود. تجرد در سنین بالا چه برای مرد و چه برای زن غالبا با پیامدهای منفی همراه است. اما فاصله گرفتن از ازدواج در سنین نوجوانی و ابتدای جوانی خالی از آثار و تبعات مثبت نیست. این آثار معمولا در جوامع و فرهنگ مختلف به طور متفاوت تعریف میشود.
در کشور ما پژوهشها نشان میدهد که جوانان با تاخیر در ازدواج معمولا فرصت بیشتری برای ادامه تحصیل در دانشگاهها، پیدا کردن شغل مناسب و ارتقای شأن اجتماعی پیدا میکنند، این مساله بخصوص برای زنان بیشتر مصداق خارجی دارد. در عین حال بالا رفتن سن ازدواج آثار جمعی هم دارد و آن مهار جمعیت است، هر چه مدت فرزندآوری افراد جامعه کاهش یابد از رشد جمعیت هم کاسته میشود.
در عین حال تجرد در سنین بالا منجر به بلاتکلیفی و کاهش انگیزه و تلاش فردی میشود. افسردگی و ترس از تنهایی اغلب به سراغ افراد مجرد میآید، وسواس زیاد در انتخاب و احتیاط بیش از حد در تعاملات میان فردی هم از تبعات تجرد است. مشکلات فیزیکی و فرزندآوری برای زنان یکی از پیامدهای دیگر تاخیر بیش از حد در ازدواج است.
راهحل چیست؟
افزایش یا کاهش سن ازدواج یک مقوله فرهنگی است. امروزه فرهنگها نمیتوانند به تنهایی و بدون فشار فرهنگ جهانی یا خرده فرهنگهای بیرونی و درونی ادامه حیات بدهند.
بنابراین چنانچه سن ازدواج به دغدغه سیاستگذاران فرهنگی و اجتماعی کشور تبدیل شده، ناشی از تاثیرپذیری فرهنگ داخل از این فرهنگهاست. علاوه بر آموزش صحیح در حوزه خانواده سالم، با توجه به این که تنگناهای مالی و کسب فرصتهای شغلی بهانه مهمی برای تاخیر در ازدواج است، ایجاد فرصتهای جدید شغلی و بهکارگیری جوانان مجرد در این مشاغل میتواند، گرایش جوانان را به ازدواج افزایش دهد.
بعلاوه ارائه امتیازهای ویژه به جوانان در شرف ازدواج برای کاریابی، اعطای وامهای مناسب، تسهیلات رفاهی برای جشنهای عروسی بخصوص در سازمانها و دستگاههای اجرایی، توزیع لوازم ضروری زندگی با نرخ پایینتر از بازار نیز میتواند در افزایش گرایش جوانان به ازدواج موثر باشد.
اما از آنجا که بخش دیگری از موانع ازدواج مربوط به حوزههای فرهنگی است، بازتولید انگارههای مثبت از همسر مناسب و زندگی مشترک مفید است. متاسفانه در حال حاضر این انگارهها در حد اغراق و غلو مثبت است و روابط مثبت زوجها یا نادیده گرفته میشود یا در خوبی آن اغراق میشود، اصلاح این تصویر کاذب ضروری است آن هم با ارائه نقش همسر به عنوان همراه و همدم فرد در زندگی که البته این امر خود نیازمند بسیج رسانههای جمعی بخصوص سیما برای تولید برنامههای هدفمند است.