همه ما جملاتی از این دست را حداقل یک بار شنیدهایم: ایرانی جماعت افسرده است؛ ایرانیها شادی کردن بلد نیستند؛ شادی در فرهنگ ایرانی جایی ندارد؛ ایرانیها افسردهترین ملت دنیا هستند. اگر شما اندکی علاقهمند به بررسی این موضوع و یافتن حقیقت باشید، احتمالاً به جمعآوری شواهدی لَه یا علیه این جملات اقدام میکنید. اما شاید بد نباشد پیش از این کار ابتدا مطلب زیر را مطالعه کنید.
در سالهای اخیر، تلاشهای زیادی صورت گرفته تا میزان شادمانی افراد ملل مختلف به طور مستقیم اندازهگیری شود. ابتدا این اندازهگیریها بر مبنای موفقیتهای سیاسی کشورها، تولید ناخالص ملی، تولید ناخالص داخلی یا ثروت ملی صورت میگرفت، اما امروزه عوامل دیگری برای سنجش شادمانی ملتها در نظرگرفته میشوند، از جمله شادمانی گزارش شده توسط خود افراد، امید به زندگی، شادمانی ناخالص ملی (جایگزینی برای تولید ناخالص ملی که شاه بوتان پیشنهاد کرد و کیفیت زندگی را مشخص میکند) و سالهای زندگی شاد ](رضایت از زندگی × امید به زندگی) تقسیم بر 01].
برای سنجش این عوامل، پرسشنامههایی تهیه شده که از آن جمله میتوان به شاخص سیاره شاد (Happy planet Index/HPI) و شاخص رضایت از زندگی (Satisfaction with Life/SWL) اشاره کرد.
در سال 2006، براساس نتایج حاصل از بهکارگیری دو پرسشنامه HPI و SWL رتبهبندیهایی شد که در میان کشورهای دنیا ایران به ترتیب مقام 67 و 96 را به خود اختصاص داد. برخی از رتبههای جالب توجه عبارتند از:
![]()
