آیین هندو، ازدواج را امرى اجبارى و مرد بىزن را مطرود جامعه مىدانست که هیچ شأن و منزلت اجتماعى ندارد. آنان بر این باور بودند که والدین وظیفه دارند پیش از آن که وصلتى که از نظر هندوها محکوم به عواقب تلخ و سرخوردگى است پدید آید، مقدّماتِ ازدواج آنان را فراهم کنند. در قانوننامه «مانو»، لفظ «گاندهاروا» (Gaand harva) بر وصلتهایى اطلاق شده است که با میل طرفین صورت مىگرفت واین نوع وصلتها زاده هوس معرّفى شده است. این نوع ازدواجها مجاز بود، ولى پسندیده نبود. هندىها ازدواج در طفولیت را انتخاب کرده بودند و با این راه توانسته بود باعث جلوگیرى از روابط قبل از ازدواج شود.
ازدواج از راههاى گوناگونى امکانپذیر بود. با ربودن عروس، به زور مىشد ازدواج کرد. نیز مىشد زنى را خرید یا پس از جلب رضایت دختر با وى ازدواج کرد، ولى ازدواج از روى رضایت طرفین، کمى غیر آبرومندانه تصوّر مىشد و زنان ترجیح مىدادند که خریده شوند.
قانوننامه «مانو» هشت نوع ازدواج مختلف را جایز مىدانست که در بین آنان، ازدواج از راه «ربودن» و ازدواج مبتنى بر «عشق» در پایینترین درجه اخلاقى قرار داشت و ازدواج از راه «خریدن» عملىترین راه براى پیوند زناشویى شمرده مىشد. قانونگذار هندى فکر مىکرد که عاقبت امر، فقط ازدواجهایى پایدار مىمانند که بر مبناى اقتصادى شکل گرفته باشند؛ حتّى در دورهاى از تاریخ هند، کلمه «ازدواج» مترادف بود با کلمه «زن خریدن». یکى از نویسندگان مراسم غیر عادّى و حیرت آورى را در اینباره بازگو مىکند: «کسانى که به علّت فقر نتوانستهاند به دختران خود شوهر دهند، دختران خویش را با صداى شیپور و طبل (یعنى عینا همان سازهایى که در جنگ براى اعلان آماده باش به کار مىرود) به بازار مىبرند و دور خود، افراد را گرد مىآورند. هر مردى که جلو مىآید، اگر دختر موافق میل پسر بود و به خریده شدن هم رضا داد، پسر بر حسب شرایط خاصّى با او ازدواج مىکند.»
چندان خالى از لطف نیست که در اینجا، گوشه دیگرى از قانون نامه مانو را که درباره زن اظهار نظر کرده است، براى شما ذکر کنیم. «مانو» درباره زن مىگوید: «زن، سرچشمه بىآبرویى است؛ زن، سرچشمه نزاع است؛ زن، سرچشمه زندگى خاکى است؛ لذا از زن حذر کن.»
این برداشت هند قدیم از شخصیت زن بود و زن هندى در برابر این اندیشه، شوهر خود را خاضعانه «سرور» یا «ارباب»، حتّى «خداى من» خطاب مىکرد؛ در انظار عمومى و ملأ عام کمى دورتر از او راه مىرفت و از وى فاصله مىگرفت؛ و به ندرت از او سخنى مىشنید. از زن هندى انتظار مىرفت که دلبستگى خود را با انجام کوچکترین کارها، یعنى تهیه غذا و خوردن - پس از آن که همه خوردند ـ آنچه را که از غذاى شوهر و پسرانش به جاى مانده و بوسیدن پاى شوهر به هنگام خواب، نشان دهد. قانون «مانو» مىگفت: «زنى که از شوهر خود اطاعت نمىکند، در حیات بعد به یک شغال مبدّل خواهد گشت.»
«مگاستنس» ـ یکى از نویسندگان هندى ـ از دوران «چاندرا گوپتا» گزارش مىدهد: «برهمنها زنان خود را ـ هر برهمن چندین زن دارد ـ از هر گونه فلسفه بىاطّلاع نگاه مىدارند؛ زیرا اگر زنان تعلیم و تربیت پیدا کنند و با دید فلسفى بر لذّت و الم، زندگى و مرگ نظر کنند یا فاسد مىگردند یا دیگر در انقیاد مرد باقى نمىمانند». نیز در قانون نامه «مانو» ذکر شده بود که سه نفر استحقاق کمک مالى را ندارند: همسر، دختر و برده. اینها هر چه که به دست مىآوردند، اربابشان آن را مالک مىشد و زن فقط مىتوانست جهیزیه و هدایایى راکه در هنگام زفاف دریافت کرده بود براى خودش نگاه دارد.
«مگاستنس» ـ یکى از نویسندگان هندى ـ از دوران «چاندرا گوپتا» گزارش مىدهد: «برهمنها زنان خود را ـ هر برهمن چندین زن دارد ـ از هر گونه فلسفه بىاطّلاع نگاه مىدارند؛ زیرا اگر زنان تعلیم و تربیت پیدا کنند و با دید فلسفى بر لذّت و الم، زندگى و مرگ نظر کنند یا فاسد مىگردند یا دیگر در انقیاد مرد باقى نمىمانند». نیز در قانون نامه «مانو» ذکر شده بود که سه نفر استحقاق کمک مالى را ندارند: همسر، دختر و برده. اینها هر چه که به دست مىآوردند، اربابشان آن را مالک مىشد و زن فقط مىتوانست جهیزیه و هدایایى راکه در هنگام زفاف دریافت کرده بود براى خودش نگاه دارد.
تعدّد زوجات در جامعه هند جایز بود و در بین بزرگان تشویق مىشد؛ زیرا نگهدارى از چند زن و انتقال قابلیتها و استعدادها به نسل بعد از خود، یک عمل شایسته محسوب مىشد. داستانِ «دروپادى» (Draupadi) که در آنِ واحد با پنج برادر ازدواج کرد، داستان شگفتانگیزى است که از آن روزگاران نقل شده و از یک رسم شگفت یعنى «تعدّد شوهر» (Polyandry) ـ یعنى ازدواج یک زن با چند مرد که معمولاً با هم برادر بودند ـ حکایت مىکند که آثار این رسم تا سال 1859 م. در سیلان باقى بود و هنوز هم در دهکدههاى کوهستانى تبّت باقى مانده است.
در خانوادههاى هندى، مرد مالک همسر و فرزندان خود بود و در بعضى از موارد مىتوانست آنان را بفروشد یا این که از خانه بیرون کند. قانوننامه «مانو» نیز مقرّرداشته بود که زن در طول حیاتش همیشه باید تحت قیمومیتِ یک مرد باشد؛ نخست قیمومیت پدر، سپس شوهر و سرانجام پسر. شوهر مىتوانست زنش را به علّت بىعفافى طلاق بدهد، امّا زن به هیچ وجه نمىتوانست شوهرش را طلاق دهد.
از جمله آداب و رسوم رایج در هند قدیم، مراسم «ساتى» (Sutte) یا زنده سوزى بود که بر طبق آن، پس از مرگ شوهر، همسر او را نیز همراه وى در گودالى از آتش مىسوزاندند یا این که زنده زنده دفن مىکردند.
