مگرنه اینست که اینان مدیریت قالیباف را قبول نداشته و آن را منشاء خیر و اثر نمی دانند ، پس علت این واهمه و ترس از قالیباف و تخریب گاه و بی گاه وی چیست که چند صباحی است حتی از طرف دوستان و همرزمان سابق ایشان نیز آغاز شده است؟
این روزها علیرغم توصیه های دلسوزانه رهبر معظم انقلاب مبنی بر حفظ وحدت و احترام به یکدیگر در فضای سیاسی کشور ، برخی آشکارا و برخی در پوشش منتقد دست به تخریب مدیری معقول با مدیریتی مقبول میزنند.
در ماههای بعد از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری کمتر هفته ای یافت می شود که حمله ای به قصد تخریب علیه مدیریت شهری و خصوصا شخص محمد باقر قالیباف شهردار موفق تهران به راه نیفتاده باشد .
آنچنان که هر شهروندی در کشور به مرور به این باور می رسد که گویا تخریب قالیباف دروازه ورود به دنیای سیاست در ایران شده است و جالب اینکه هر شخص و گروهی روشی متفاوت از دیگران را برای رسیدن به مقصود در پیش می گیرد عده ای با شکایت ، برخی با تهدید و بعضی نیز با وارونه جلوه دادن واقعیات.
این هر سه روش چون با هدف تخریب ارائه می شوند در مبانی سیاست اسلامی نکوهیده و مذموم انداما آنکه بیش از همه باعث شاد شدن روح ماکیاول می شود همان روش سوم است و آنچه باعث تاسف می شود آن است که این نوع از تخریب را کسانی کلید زده اند که داعیه اصولگرا بودنشان گوش دوست و دشمن را به درد آورده است .
چگونه می توان اصولگرایی و ماندن بر اصول انقلاب و نظام اسلامی را از کسانی باور کرد که برای رسیدن به اهداف خود هر وسیله ای را توجیه و با دروغ و توهین و افترا بستن به یکی از یادگاران دفاع مقدس و مدیران موفق امروز جامعه سعی در تخریب و حذف وی داشته باشند؟
چگونه می توان سلامت سیاسی کسانی را تایید کرد که چشمان بیمار خود را بر کارگاه عظیم عمرانی شهر تهران بسته و یا آن را وارونه جلوه می دهند؟
چگونه می توان بر تقوای کسانی صحه گذاشت که رضایت شهروندان تههرانی را از مدیریت شهر خود می بینند ولی آن را انکار و تعبیر به عدم رضایتمندی می کنند ؟
براستی چرا تمام افرادی که از هم اکنون زمزمه هایی در مورد آماده شدنشان برای انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم به گوش می رسد شهردار تهران را رقیب اصلی خود می دانند ؟
اصلا از کجا معلوم که وی قصد حضور در انتخابات آتی را داشته باشد؟مگرنه اینست که اینان مدیریت قالیباف را قبول نداشته و آن را منشاء خیر و اثر نمی دانند ، پس علت این واهمه و ترس از قالیباف و تخریب گاه و بی گاه وی چیست که چند صباحی است حتی از طرف دوستان و همرزمان سابق ایشان نیز آغاز شده است؟
و جالب اینکه چون بهانه ای برای تخریب بدست نمی آورند حتی تاخیر در کلنگ زنی یک پروژه را نیز بهانه می کنند .
حال آنکه در منش و روش مدیریت قالیباف تلاش، کوشش ، پیگیری و گذاردن روز شمار که نشانه ای از تعهد به مردم است درست از لحظه کلنگ زنی آغاز می شود و نه پیش از آن.
هر چند جای بسی خوشحالی است که سرعت در انجام پروژه های شهری توقع دوست و دشمن از شهرداری را تا به جایی بالا برده است که انتظار می رود برای کلنگ زدن یک پروژه نیز روز شمار نصب شود!
سخن را کوتاه کنم که قالیباف با عملکردش رضایت مردم را جلب کرده است نه با شعار و جنجال و تخریب دیگران.
امید است سیاسیون جامعه ما عملکرد هر مدیرموفقی با هر موضع سیاسی را با چشم غیر جناحی و غیر سیاسی ببینند نه آنکه هر موفقیتی برای هر مدیری دلیلی برای تخریب و حذفش شود.