بروزرسانی : سه شنبه 29 تير 1389
منبع : شفاف
دکتر محمد باقر قالیباف ؛ مرد روزهای سخت
یاداشتی از احمد خورشیدی پدر داماد احمدی نژاد

کارشکنان بدانند قالیباف همچنان سربلند و مقاوم و سخت کوش می ماند و اراده خودش نیز در این ماندن ذره ای نقش ندارد . چرا که اخلاق و انگیزه اش را خوب می دانیم مثل کف دست.
" آنچه مسلم است این است که جنگ برای ما نعمت بوده " . این جمله از یادگاری های امام عزیزمان است که خدایش با امام حسین (ع) محشور گرداند .

هشت سال جنگ برای ملت ایران چندین دهه برکت به همراه داشته و خواهد داشت . زیرا مردانی در آن روزهای سخت ساخته شده اند که هم اینک حلال بسیاری از مشکلات کشور می باشند و البته می توانند باشند . بدیهی است مدیر یا فرمانده ای که خوب آموخت در زیر بارش مداوم و مستمر گلوله چگونه وظیفه اش را به سرانجام برساند ، در شرایط عادی مثل این روزها بسیار موفق تر خواهد توانست کارهای سخت را به سامان برساند .

 برای همین است که فردی مثل قالیباف که در 8 سال جنگ پرروش یافته و چنگ در چنگ سختی ها به خدمت ادامه داده و بدون توجه به معضلات و موانع شکننده توانسته از عهده هر نوع کار سختی آنهم در شرایط جنگی بر آید می تواند تونل توحید که دیگران ظرف 11 سال نتوانسته بودند بیش از 5 درصد آن را عملی سازند را با موانع بسیار ظرف دو و نیم سال به سرانجام برساند و از سوی دیگر مترو را که کارآمد ترین روش حمل و نقل شهری است در صورتی که جهت تأمین بودجه اش با حداقل مقدار نه تنها از سوی نهادی ذی ربط مساعدت نشده ، بلکه کارشکنی ها یکی پس از دیگری در مسیرش ساماندهی می گردد ، را با بیشترین پیشرفت به نتیجه برساند .

ایران امروز نیازمند دارا بودن مدیران کارهای سخت است . اموری همچون رفع بیکاری و کاهش تورم و از بین بردن فقری که هم اکنون 60 درصد جامعه ایرانی از آن رنج می برند و این مشکلات امروز دیگر با مدیران عادی مرتفع نمی گردد .

امروز دیگر زمانی نیست که با انجام کارهای ویترینی بتوانیم به مردم خدمت نماییم و کشور را به سرانجام برسانیم . امروز روز روی کار آمدن مدیران سخت کوشی است که حل مشکلات سخت را نیز در دستور کارشان داشته باشند . اگر مدیران عادی با تعطیلی دو یا چند روزه درصدد حل مشکل آب و برق شهرهای بزرگ بر می آیند مردان روزهای سخت می توانند و این را ثابت کرده اند که از طریق افزایش ظرفیت نیروگاهی مشکلات را مرتفع کنند .

مدیران روزهای سخت اهل به کار گیری مردان بزرگ هستند . اما مردان کارهای ساده اینگونه نیستند و با جذب افرادی از جنس خود قافیه را می بازند . مگر چقدر باید ایران ما و مردم نجیبش بوته آزمایشگاهی باشند ؟ برای امتحان کردن های مکرر و مستمری که چند بار به کار رفته و باز هم به کار می رود .

یافته های کارشناسی حاکی از این است که سوء مدیریت باعث کاهش 60 درصدی بهره وری است . یعنی همان فرمول ساده ای که هر ایرانی به خوبی آن را در زندگی اش لمس نموده و تاوان آن را نیز پرداخته و می پردازد .

حال چنین وضعیتی اگر اصلاح شود چه بهبودی هایی در زندگی مردم ما به وجود خواهد آمد آیا راه کار این نیست که مردان بزرگ و آنهایی که سال ها و سال ها آزمون های سخت را یکی پس از دیگری با نمرات خوب پس داده اند با مصادر امور بنشینند ؟آنهایی که تعدادشان کم نیست و هم اکنون پر انرژی و با انگیزه منتظرند تا کاری به آنها واگذار شود تا شاهکارهای زمان جهاد را در این صحنه نیز با ضریب بیشتری به نمایش بگذارند.

 کدام کشور و کدام مردم به خود چنین جفایی می کنند که ما می کنیم ؟ چه کسی می گوید معظل اقتصاد ایران حل شدنی نیست ؟ مگر در سایر کشورها از همسایه ها گرفته تا دور دست ها ندیدیم که چگونه در زمان 4 یا 5 ساله ای معظلات بزرگ خود را مرتفع ساخته و مردم خود را از فقر به غنا می رسانند ؟ مگر در کشور 180 میلیون نفری برزیل که تا 5 سال قبل در فقر غوطه ور بود و تورمی 38 درصدی و بیکاری دو رقمی وحشتناک را تجربه می کرد به دست مدیری توانا چون هنریک میلز رئیس بانک مرکزی اش و با حمایت عاقلانه رئیس جمهورش نتوانست برزیل را از انتهای جدول اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین به صدر جدول برساند ؟ مگر ذخیره ارزی برزیل از 40 میلیون دلار به 160 میلیارد دلار ، تورم 38 درصدی به 8 درصد ،بیکاری به 11 درصد و سود بانکی از 28 درصد به 13 درصد کاهش نیافت ؟ مگر در حالیکه صادرات غیر نفتی کشورمان 5 میلیارد دلار بود در همین صادرات مالزی 100 میلیارد نشد ؟ چرا و چگونه ؟ مگر سد دز یکی از یکی از بزرگترین سد های نیروگاههای خاور میانه نیست( مدل راسکازوف پدر سد سازی جهان)که توسط عده ای سرباز ساخته شد که از جنگ برگشتند و به آبادانی کشورشان همت گماشتند.

مراد راقم این نیست که توانمندی فرزندان جهادی کشور را به رخ بکشاند بلکه حرف ما این است که اگر در ایران مشکلات و معضلاتی دیده می شود که غیر قابل انکار و اجتناب است ، مدیران توانمندی هم در این سرزمین وجود دارند و زیاد هم وجود دارند . امکانات هم وجود دارد اما مردان سخت را لازم داریم که در مصادر بالاتر تکیه زده و مردان کار را به مسئولیت ها بگمارند وگرنه انرژی و توانمندی که بلا استفاده باشد هیچ فرقی با فقدانش نیست .

 این مقاله مختصر را نوشتم تا از خدمات مدیر توانایی چون قالیباف تشکر کرده باشم و  بگویم که قالیباف های فراوانی در این مرز و بوم وجود دارند که متاسفانه بلااثر مانده اند زیرا که آنها برای خدمت به میدان فراخوانده نمی شوند.واقعیت این است که راه کار حل مشکلات کشور در درون همین کشور فراوان فراوانند اما ...

متاسفانه قالیباف نه تنها از سوی دولت که همه دارییها را در اختیار داشت و مسئولیت قانونی نیز دارد حمایت نمی شود بلکه از هر گونه کارشکنی نیز در مسئولیت او مضایقه نمی شود و آمارهای غلطی که در رابطه با مساعدتهای دولتی مطرح می شود قلب هر صاحب وجدانی را می سوزاند که دروغ بودن آن ثابت شود.

ما از شهردار پایتخت کشورمان متشکریم که نه تنها مقابله به مثل نمی کند ، بلکه بدون کوچکترین توجهی به کار خود ادامه می دهد . درست مثل زمان جنگ که بچه ها وقت خود را صرف درگیری ها نمی کردند . راستی اگر قالیباف نیز مصمم می شد که مقابل به مثل کند و ضعیت مردم تهران چگونه می شد؟ما این دلسوزی و فداکاری را می ستاییم اما انتظار نیز نیست که کارشکنی های مرموزانه به سمع و نظر مردم نرسد. گر چه مردم ما فهیمند و ثابت کرده اند که ضمن درک واقعیتها وفادار نیز هستند . مردم ما قدر این انسانهای خدوم و بی تکلف را می دانند و پروردگارمان نیز شاهد و ناظر است که راقم در صد نیست شهردار تهران را به درگیریهای خرد کننده و خانه خراب کن تشویق نماید. اما  گاهی بیان بعضی واقعیت هاخالی از سود نیست. به عنوان مثال کدام کارشناس نمیداند که مترو کار آمد تر و کم هزینه تر از منوریل است اما دعوای وقت و انرِِژی اتلاف کنی که بعضی برای قالیباف به راه انداخته اند ،با چه هدفی دنبال می شود؟کدام خانواده شهیدی یافت می شود که عملکرد داوطلبانه شهرداری تهران نست به بازسازی قبور مقدس شهدای بهشت زهرا را نستاید و آدم جمع کرده و بی تقوایی به خرج دهد و به شهردار تهران بد و بیراه بگوید که چرا اقدام به تخریب قبور شهدا کرده است؟

آیا مدیران پشت صحنه اینگونه ناجوانمردی ها نمی تواستند در بین آن عده انگشت شمار که بدین منظور جلوی ساختمان شهرداری اعزام داشتند ،چند تا برادر شهید را نیز قاطی کنند؟ گر چه خورشید همواره زیر ابر نخواهد ماند اما از صبر و حوصله این فرمانده مدبر در خدمت صادقانه اش قدردانی کرده و شهادت را که آرزوی دیرینه اش هست برای این عزیز خواهانیم.

چرا که قالیباف الگوی مدیرت کارآمد ایرانی و انقلابی یعنی مدیریتی که کارهای سخت را در دستور داشته و به نظرات کارشناسان اهمیت می دهد و توانسته عقلانیت و دلسوزی و کاردانی و سختکوشی فکورانه را به نمایش بگذارد .شهرداری تهران در زمان قالیباف بهترین مدیریت را در نیم قرن گذشته داشته که بدون کوچکترین وقت کشی و دخالت در درگیریهای کشنده آنچنان مشغول کار خود شده که گویی هیچ کارشکنی و توطئه ای علیه او سازماندهی و اجرا نمی شود.او اولین شهردار پایتخت است که هزینه بدون سند نداشته درحالیکه بودجه شهرداری را نسبت به دور قبل 4برابر (نه 4درصد)رسانیده است . 113سازمان و شرکت بزرگ و پر عیب و ایراد و ولنگار را به زیبایی سازمان دهی و با حساب و کتاب کرده چرا که بعضی لازم داشتند در شهرداری مجموعه های وابسته بدون حساب و کتاب باشند. اما این مدیر اهل کارهای سخت صداقت و درستی را 31 سال است که به طور جوهری و ذاتی به همراه دارد و شک نکنید چون فرایند کاری دکتر طوری بوده که به ظاهر باید شهید شده باشد اما زنده ماندنش که قطعا خودش در آن نقشی نداشته کار دیگری بوده و حکمتی بالاتر را دارست همانگونه که خط مانیتور نبض قلب معظم رهبری در زمان ترور و مجروح شدن حداقل دو بار مستقیم شد ، اما خداوند این عزیز دردانه را برگرداند تا ایران بدون یاور دلسوز و دانا نماند و ایران قربانی اهداف پلیدیان عالم نگردد.

اکنون نیز کارشکنان بدانند قالیباف همچنان سربلند و مقاوم و سخت کوش می ماند و اراده خودش نیز در این ماندن ذره ای نقش ندارد . چرا که اخلاق و انگیزه اش را خوب می دانیم مثل کف دست.