به فوتبالیستهای میلیارد امروزی نگاه نکنید که در ناز و نعمت تمرین میکنند و سالانه چند صدمیلیون درآمد دارند. دو یا سه دهه پیش که پولی در بساط فوتبال یافت نمی شد، اغلب فوتبالیستهای برای عشقشان فوتبال بازی میکردند. مهریه این عشق البته چندان هم پائین نبود و عده ای از فوتبالیستهای سرشناس وطنی برای تامین آن ناگریز به کارهای جانبی نیز میپرداختند . رانندگی تاکسی یکی از شغلهای رایج بین فوتبالیستهای قدیمی شد تا علاوه بر سهل شدن مسیر رفت و برگشت محل تمرین با جا به جا کردن چند مسافر از راهی غیر از فوتبال ارتزاق کنند . اکنون با گذشت سالها، همان فوتبالیستها با افتخار از گذشته میگویند و از باز گو کردن خاطرات قدیم ابایی ندارند.
آقای مظلومی، چطور شد که در دوران بازیگری به حرفه رانندگی روی آوردید و در کنار فوتبال با تاکسی هم کار کردید؟
سال 62 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود. مشکلات اقتصادی گریبان باشگاهها از جمله استقلال را گرفته بود و من هم مثل همه بازیکنان پول چندانی نمیگرفتم.
در آن سالها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمیشد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم. متاسفانه بهترین دوران فوتبال من با کسادی فوتبال همزمان شده بود. باور کنید در آن سالها مفت و مجانی برای استقلال بازی میکردم. 25سال در ایران فوتبال بازی کردم اما جز ضرر چیزی عایدم نشد.
در آن سالها فوتبالیستهای دیگری را هم سراغ داشتید که از این راه امرار معاش میکردند؟
بله، بازیکنان سرشناسی مثل عبدالعلی چنگیز و غلامرضا فتحآبادی که هم تیمیهای من بودند، روی تاکسی کار میکردند.
اما در آن سالها تاکسی با شرایط خاصی واگذار میشد؟
در آن مقطع واگذاری تاکسی مستلزم داشتن «کارنامه تاکسی» بود. «کارنامه تاکسی» را به دو شغلهها هم نمیدادند. من هم کارمند وزارت دفاع و شرکت ایزایران بودم. آقای سیدمهدی تفرشی که این روزها بانی برگزاری جام یونس شکوری است به ما فوتبالیستها لطف داشت. ایشان تمام موانع موجود را برطرف کرد و برای من کارنامه تاکسی گرفت.
حقوقی که از وزارت دفاع دریافت میکردید، برای اداره زندگی کفایت نمیکرد؟
بعد از 15 سال و به این دلیل که دائما در سفر داخلی و خارجی بودم، خودم را بازخرید کردم.
در همان روزهایی که با تاکسی کار میکردید، درآمد سالانه شما از فوتبال چقدر بود؟
در آن سالها اصلا چیزی به نام قرارداد نداشتیم. دستمزدها هم متغیر بود. سالی 100 تا 300هزار تومان درآمد داشتیم.
درآمد روزانه شما از رانندگی با تاکسی چقدر میشد؟
معمولا در مسیر زمین تمرین یا بعد از تمرین با تاکسی کار میکردم و مثل رانندگان شریف امروزی از صبح تا شب برای این کار وقت نمیگذاشتم. با همین چند ساعت کار، روزی 100 تومان درآمد داشتم. البته بیشتر اوقات برادرم، جمشید روی تاکسی کار میکرد. حدودا روزی 300 تومان کار میکرد. 100تومان را بابت استهلاک ماشین کنار میگذاشتیم و 200تومان باقیمانده را در صندوق مخصوص ذخیره میکردیم.
تاکسی شما چه رنگی و چه مدلی بود؟
نارنجی، مدل 62.
واکنش مسافرانی که شما را پشت فرمان تاکسی میدیدند چطور بود؟
مردم در مواجهه با من، تعجب میکردند که چرا یک بازیکن ملی و کاپیتان تیم بزرگی مثل استقلال باید در کنار فوتبال، با تاکسی کار کند. البته خود من خوشحال بودم که همه چیز را از صفر شروع کرده بودم.
به عنوان یک فوتبالیست مطرح، واقعا از تیمهای پولدار یا کشورهای همسایه پیشنهاد داشتید؟ بهتر نبود با تیمهای دیگری وارد مذاکره میشدید؟
سال 56 و در اوج دوران فوتبالم از الاهلی امارات پیشنهاد داشتم. آنها بابت یکسال چیزی معادل 500هزار تومان دستمزد و ماهانه 50هزار تومان حقوق میدادند. تصمیم گرفته بودم بروم اما باشگاه استقلال 300هزار تومان در سال و ماهی 50هزار تومان حقوق را به من پیشنهاد کرد. چک را گرفتم و در ایران ماندم اما در اول انقلاب چک 300هزار تومانی برگشت خورد و هرگز نقد نشد.
در مواجهه با مسافران تاکسی درباره فوتبال هم صحبت میکردید؟
همه بحثهای من با مسافران درباره فوتبال بود. مردم خیلی علاقه داشتند که از مسائل خصوصی فلان فوتبالیست سر در بیاورند اما همان موقع هم تاکید من این بود که فقط راجع به مسائل فنی صحبت کنید!
هیچوقت پیش آمد که مسافری به دلیل رودربایستی یا علاقه شخصی به شما کرایه بیشتری پرداخت کند؟
بارها پیش آمد اما من به هیچ عنوان قبول نمیکردم. خیلی اوقات افرادی که من را میشناختند برای گرفتن بقیه پولشان نمیایستادند اما از ماشین پیاده میشدم و پس از تشکر بقیه پول مسافر را میدادم.
در کدام خط مشغول به کار بودید؟
در یک منزل اجارهای در یوسفآباد زندگی میکردیم و در خط یوسفآباد- ولیعصر(عج) مشغول بودم.
کرایه این خط چقدر بود؟
نفری پنج تومان! یادم هست در آن سالها ماهی 2500تومان اجاره خانه میدادم.
در تمام سالهایی که با تاکسی مشغول به کار بودید با مسافران جر و بحث یا دعوا هم کردید؟
به هیچعنوان، هرگز.
حتی اگر استقلال میباخت و شما موقعیت گل را از دست میدادید؟
بعد از هر باخت تا یک هفته از منزل خارج نمیشدیم. خجالت میکشیدیم با مردم رودررو شویم. آهسته به تمرین میرفتم و آهسته هم به خانه برمیگشتم.
ظاهرا در آخرین سالهای فوتبال شما بود که رفته رفته پول وارد فوتبال شد.
بله آقای عبدالله صوفیانی با پورا و طباطبایی با پاس، نرخ و دستمزد فوتبالیستها را شکستند و پول را به فوتبال آوردند اما در آن زمان، فوتبال من تمام شده بود.
بعد از دوران بازیگری هم روی تاکسی کار میکردید؟
سال 67 همزمان بازیکن استقلال و مربی تاکسیرانی بودم. علی دایی را اولین بار من در تیم دانشگاه صنعتی شریف دیدم و او را به تاکسیرانی آوردم. اولین باشگاه دایی تاکسیرانی بود. بعد از دوران بازیگری، کلا به مربیگری پرداختم. بعدها شرایطی فراهم شد تا به عمان بروم و آنجا مربیگری کنم. در سال 74 سرمربی السداد عمان شدم و ماهی 3هزار دلار دستمزد دریافت میکردم. زندگی من از نظر اقتصادی تا حدودی روبهراه شده بود که آقای پورحیدری پیشنهاد داد به کادر فنی استقلال بپیوندم.
آن تاکسی نارنجی رنگ مدل 62 را هنوزدارید؟
نهمتاسفانه،سال 72 و پس از ده سال آن را فروختم.
شما امروز یکی از موفقترین و گرانقیمتترین مربیان لیگ برتری هستید. به عنوان یک مربی چندصد میلیونی،خاطره روزهایی که با تاکسی کار میکردید را مرور میکنید؟
هرگز گذشتهام را فراموش نکردهام و به آن افتخار میکنم. هیچ ابایی از بازگو کردن خاطرات روزهایی که مثل رانندگان شریف امروزی کار میکردم، ندارم. روزهای پرخاطرهای بود.