نوشتن درباره عادل فردوسیپور سخت است؛ نوشتن درباره کسی که خیلی از خاطرات تلخ و شیرین فوتبال ما به صدای او گره خورده است؛ کسی که جسارتش در برنامه نود را دوست داریم و کسی که وقت یخ شدن بازیها ترجیح میدهیم حاشیههای جذاب زندگی فوتبالیستها را او برایمان روایت کند. حالا قرعه به سرویس روانشناسی افتاده که ذهن عادل را ببرد زیر ذرهبین و ویژگیهای روانشناختیاش را بکشد بیرون.
سعید بینیاز؛ کارشناس ارشد روانشناسی در مطلبی برای همشهری مثبت شماره 176 به بررسی ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی فردوسیپور پرداخته است، که در ادامه بخشهایی از آن میآید:
برونگراست یا درونگرا؟
شاید به نظرتان بیاید که این دیگر چه سؤالی است. معلوم است که عادل فردوسیپور با آن همه کار گروهی باید آدم برونگرایی باشد. اما راستش را بخواهید قضیه کمی پیچیدهتر است. ظواهر نشان میدهند که عادل برونگراست اما خاطرههای کودکی و نقل قولهای دوستان نزدیکش چیزی غیر از این میگویند. او خودش درباره عشق به فوتبال در زمان کودکی میگوید: «کارهای عجیب و غریب زیاد میکردم. با خودکارهایم دروازه درست میکردم و با یک تیله لیگ منظمی برگزار میکردم. تمام تیمهای بزرگ در آن لیگ حضور داشتند و بازیکنان خودکارها بودند و توپ هم تیله بود. از همان موقع ده- یازده سالگی کاری میکردم «لیورپول» همیشه قهرمان شود و اینجوری بود که طرفدار لیورپول شدم. کلا بچه آرامی بودم و آنطور که میگویند خیلی آزارم به کسی نمیرسید». در واقع این تیپ بازی کردن بیشتر به آدمهای درونگرا میخورد تا آدمهای برونگرا. مخصوصا اینکه بازی فوتبال در شکل کلاسیکش یک بازی جمعی برونگرایانه است و فقط یک ذهن درونگرا میتواند از تیله و خودکار یک فوتبال فردی بسازد. درباره شخصیت او در زمان حاضر هم هوشنگ نصیر زاده، مفسر فوتبال که عادل را بهخوبی میشناسد- در بخشی از یک نوشته او را « بسیار کمرو و خجالتی (برخلاف ظاهر تلویزیونی) سربهزیر، کمحرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و دارای خانواده اصیل و معتقد به اصول» توصیف میکند. شاید اگر تست برونگرایی- درونگرایی را روی عادل فردوسیپور اجرا کنیم به یک نتیجه بینابین برسیم. اما اگر بخواهیم تحول شخصیت عادل را در نظر بگیریم تبدیل شدن از کسی که در خانه با تیله و خودکار به علاقه شدید فوتبالی میپردازد به آدمی که در قالب رسانه، یعنی وسیعترین شکل ارتباط با آدمها فوتبال را دنبال میکند فقط نشانه تبدیل شدن تدریجی یک آدم درونگرا به یک آدم برونگراست.
نوگراست یا محافظهکار؟
عادل فردوسیپور نمره بالایی در اشتیاق به تجربههای تازه دارد. نشانه این اشتیاق در چندین حوزه از زندگی او هویداست. اول اینکه او همزمان در دو محیط کاملا متفاوت شغلی فعالیت میکند. یک محیط آکادمیک مثل دانشگاه شریف برای تدریس درس زبان انگلیسی و یک محیط کاملا پرجنبوجوش مثل کار رسانهای در ورزش. در کار رسانهای ورزشی هم او مثل خیلی از همدورهایهایش فقط به گزارشگری راضی نشده است. تاسیس برنامه نود در شکل جذاب و نوآورانهاش - مخصوصا در سال تاسیس- یکی از نشانههای نوگرایی عادل بود. اما غیر از این عادل فضایهای دیگر رسانهای را هم تجربه کرده است. او قبل از اینکه گزارشگر تلویزیونی فوتبال باشد در روزنامه ابرار ورزشی مطلب مینوشت. همچنین تعدادی از سریهای بازیهای رایانهای فوتبال تکامل حرفهای و فیفا را به زبان فارسی گزارش کرده است. او با گروه اجرایی نمایش «فنز» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان به عنوان صداپیشه یک گزارشگر فوتبال همکاری داشته و از همه داغتر اینکه او اخیرا کتابی به نام «فوتبال علیه دشمن» را ترجمه و منتشر کرده است. همه اینها یعنی اینکه عادل فردوسیپور خیلی بیشتر از آن چیزی که ما فکر میکنیم عاشق تجربه کردن فضاهای جدید است. کافی است او را با یکی دیگر از همکارهای گزارشگرش مقایسه کنید تا میزان این تجربهجویی دستتان بیاید.
منتقد و نقدپذیر
اگر بخواهیم دقیقتر مهارتهای فکری عادل فردوسیپور را زیر ذرهبین بگذاریم مسلما پررنگترین وجه آن تفکر انتقادی عادل فردوسیپور است. او هم در گزارشهایش و هم در برنامه نود هر جا که میتواند با نگاهی انتقادی به ماجراهای فوتبالی نگاه میکند. خودش درباره این نگاه در برنامه نود و میزان توفیق در جا انداختن آن میگوید: «در فوتبال ما تابوهایی وجود داشت که با این برنامه شکسته شد. یک دهه قبل انتقاد از پروین و حجازی جرم محسوب میشد و آنها خود را قدیس میپنداشتند اما در این برنامه در کنار حفظ حرمتها، هر کس، هر مسؤول و هر مقامی مورد نقد قرار میگرفت؛ نقدی که سعی شد عادلانه باشد و عدالتمحور». او حتی دوست دارد در گزارشهای بازیهای فوتبال که در نگاه اول به نظر میرسد بیشتر باید توصیفی باشند تا انتقادی، این نوع تفکر را داشته باشد؛ «خودم سعی میکنم هر چیزی به ذهنم میرسد بگویم و تا جایی که نترسم میگویم. بعضیها بهشان برمیخورد. بعضیها چیزهای دیگری میگویند و البته خودسانسوری هم هست». و البته مثل همیشه او دلش میخواهد فوتبال ما هم مثل فوتبال اروپا ظرفیت این نقدپذیری را داشته باشد: «این قدر که گزارشگران خارجی بهراحتی از بازیکنان انتقاد میکنند که ما نمیتوانیم بکنیم. سه سال پیش در بازی منچستر – رئال وقتی گری نویل دوکارته شد، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفداران منچستر خوشحال شدند که گری نویل دواخطاره شد».
اما عادل فردوسیپور مثل خیلی از دستاندرکاران رسانهای دیگر این نگاه انتقادی را یکطرفه نمیداند؛ او خودش هم آدم نقدپذیری است. در بسیاری از مصاحبهها وقتی خبرنگاران یکی از عیبهای او یا برنامهاش را به درستی نقد میکنند او این نقدها را میپذیرد. مثلا درباره سریع حرف زدنش میگوید: « من از بچگی و به طور ذاتی این طور بودهام و خیلی هم تمرین کردهام و باز هم دارم تمرین میکنم که این طور نباشم؛ در کل خیلی تند صحبت میکنم». وقتی یکی از خبرنگاران درباره اطلاعات پایین عادل درباره نسل اول و دوم فوتبالیستهای ایرانی میگوید او به راحتی این نقد را میپذیرد: «این نقطه ضعف من است که درباره نسل اول و حتی نسل دوم اطلاعات کافی ندارم. سعی میکنم این نقیصه را به مرور برطرف کنم». به طور کلی هم شاید فکر کنید که کسی مثل عادل فردوسیپور در کار خودش خبره است و دیگر کمبودی در شیوه گزارشگری احساس نمیکند اما او خودش این طور فکر نمیکند؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم. چون ما هیچ دوره خاصی ندیدهایم و همه هنر ما چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی به ما یاد داده نشده که باید چه کار بکنیم و چه کار نکنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربیهای داخلی و خارجی برای ما نگذاشتهاند. بالطبع خیلی از ایرادات هست که باید برطرف بشوند».