بروزرسانی : پنج شنبه 24 تير 1389   

آستان قدس رضوی و ماجرای یک وقف عجیب!

‌نکته جالب اینکه هیچ تصویری از این ضیافت تا کنون منتشر نشده و اصولا هیچ کس اجازه تصویر برداری از این ضیافت را ندارد! و جالب تر آنکه وقتی مسئولی به این ضیافت دعوت می شود راننده و محافظ وی از ورود به جلسه منع شده به آنها ژتون غذای حضرت داده می شود!

هر سال مصادف با سوم شعبان میلاد امام حسین(ع) در تالار تشریفات آستان قدس رضوی ضیافتی بر پاست که حرف و حدیثهایی را در بین مردم مشهد به وجود آورده و به نوعی که این ضیافت به " ناهار اغنیاء" شهرت یافته است
در این جشن مسئولین عالی رتبه استانی حضور دارند. گفته می شود اطعمه و اشربه موجود در این ضیافت به قدری وسیع و با درجه مرغوبیت بالاست که نمونه این سفره را حتی در ضیافت شیوخ عرب هم مشاهده نمی توان کرد!
به گزارش صراط، ماجرای یک وقف جالب و عجیب را در زیر می خوانید که همه ساله در تالار تشریفات آستان قدس رضوی به مناسبت آن ضیافتی خاص بر پاست .
یکی از حاضرین در این ضیافت گفته است: "در این سفره رنگین هرچه اراده می کردی در عالی ترین شکل ممکن می‌یافتی! این نذری است که مرحوم دیوان در هنگام وقف داشته است و هر سال پیش از شروع مراسم متن این نذر برای حضار قرائت می شود! و چاره ای جز برپایی این سفره آن هم به شکل اکمل وجود ندارد! و اساسا مرحوم دیوان نیتش این بوده است که مسئولان و حکام را سالی یک بار به این بهانه دور هم جمع کند تا بلکه این گروه گرهی از گره های مردم را به بهانه این گردهمایی بگشایند!!"
وی در ادامه می‌افزاید:‌نکته جالب اینکه هیچ تصویری از این ضیافت تا کنون منتشر نشده و اصولا هیچ کس اجازه تصویر برداری از این ضیافت را ندارد! (به همین دلیل هنوز اسامی خاصی از مسئولین حاضر در این مراسم به دست نیامده است)و جالب تر آنکه وقتی مسئولی به این ضیافت دعوت می شود راننده و محافظ وی از ورود به جلسه منع شده به آنها ژتون غذای حضرت داده می شود!
البته شخصی به نقل از یکی از حاضرین ، در ردّ موارد فوق نکات جالبی را پیرامون این مسئله عنوان کرده است . وی می گوید: "در وقف نامه قید شده غذا ها 7 رقم باشه که شامل سوپ.2رقم برنج.کوکو شیرین. سالاد الویه. گوشت و 1رقم خورش است! نوشیدنی ها هم همان نوشیدنی متعارف نوشابه دوغ و اب! و السلام! کل سفره همینه! این سفره با توجه به اینکه مهمانهای ان سران یک مملکتن ابرومند است اما خیره کننده نیست!"
هر چند روایتهای مختلفی وجود دارد اما هنوز ابعاد متفاوت این وقف عجیب و ضیافت خوشمزه شفاف نشده است.
اول انقلاب برخی به آستان قدس رضوی اعلام کردند که این کار را نکنید ولی به استفتا از امام خمینی به دنبال این بودند که آیا باید نیت واقف را لحاظ کنند یا خیر؟ و امام پاسخ دادند: «باید به نیت واقف عمل شود و عواید وقف باید در همان جهتی که وقف معین شده صرف شود.»
سوالی که وجود دارد این است که آیا ابعاد ماجرا بطور کامل در آن استفتاء روشن شده بود یا خیر؟
 
 
 
و اما ماجرای وقف:
در خصوص فتحعلی خان صاحب دیوان باید گفت که میرزا فتحعلی‌خان پسر حاجی میرزا علی‌اکبر قوام‌الملک و نوهٔ اعتمادالدوله صدراعظم آقامحمدخان است. وی بعد از مرگ فتحعلی شاه با دختر وی خرم بهار خانم احترام الدوله دختر مهد علیا مادر اورنگ زیب میرزا ازدواج کرد. روزگاری در تبریز پیشکاری ولیعهد را داشت که از یادگارهای آن زمان باغی معروف به «باغ صاحب دیوان» در دروازه ورودی شهر تبریز از جانب مشرق است. در زمان جنبش تنباکو حاکم خراسان بود و از او در شیراز باغ دلگشا به یادگار مانده است.همچنین در سال 1290 ه.ق فرمانی از ناصر الدین شاه صادر می شود که به موجب آن یکصد هزار ذرع از زمینهای دارالخلافه تهران به میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان واگذار می شود.( سند این فرمان در شماره 9 نشریه گلستان هنر در پاییز 1386 در مقاله ای به قلم فرهاد نظری تحت عنوان فرمان واگذاری اراضی دارالخلافه ناصری منتشر شده است.)
بنا بر این گزارش در حدود 120 سال پیش میرزا فتحعلی‌خان صاحب دیوان در کاشمر یک وقف‌نامهء داشته است و واقف گفته است که در روز سوم شعبان یعنی تولد امام حسین(ع)، بخشی از درآمد موقوفه را در تالار تشریفات آستان قدس رضوی از بهترین خوراک‌ها و نوشیدنی‌های فصل انتخاب کنید و از تجار و بازرگانان و حاکمان و اعیان و اشراف دعوت کنید تا در جلسه بیایند و واعظ شهیری را بیاورید تا در این جمع سخن بگوید.
همچنین در خصوص سوابق میرزا الوالحسن خان صاحب دیوان نیز باید نقش وی را در زمان حیات چنین یادآور شد:
1- ماجرای جنبش تنباکو
در زمان جنبش تنباکو میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان حاکم خراسان بود. وی همه ی مردم و دست اندر کاران تنباکو در مشهد را مجبور کرد تا تمام کالای خود را به شرکت رژی بفروشند، اما مردم آنجا(مشهد) مانند سایر شهرهای ایران دست به اعتراض زده، در مسجد گوهرشاد جمع شدند که با کمک بعضی از علما و بعد از پنج روز تظاهرات و راهپیمایی بطور مسالمت آمیز پراکنده شدند.( قیام تنباکو، آژند، ص107)
در این ماجرا تجار مشهد به علما مراجعه کردند که این انحصار آنها را ورشکسته می کند. روز بعد از تحصن در مسجد گوهرشاد شهر تعطیل و به شورش کشیده شد و ناصرالدین شاه چنین تلگراف کرد« اکیدا حکم می کنم که اگر آنها فورا دنبال کارشان نروند و دست از این مزخرفات نکشند بایستی تمام سواره نظام را به مشهد فراخوانید و همه شورشیان را بدون استثنا توقیف کنید و یکصد نفر از آنها را به گلوله ببندید و پدرشان را بسوزانید. این قسم جسارت ها و وقاحت ها چه معنی دارد!( جنبش توتون و تنباکو، قیام علیه استعمار و استبداد، مهری پیرانوندی، روزنامه اعتماد ملی 24/2/86)
2- ارتباط مرحوم صاحب دیوان با بهایی ها؟!
گویا مرحوم فتحعلی خان دیوان روابطی هم با برخی افراد بهایی داشته و حتی آن ها را در منازعات خود داور قرار می داده است! ملا محمد زرندی مشهور به نبیل زرندی و نبیل اعظم یکی از مورخان بهایی در دوران بهاء الله است و از جمله 19 حواریون اولیه بهاءالله به حساب می آمده است. وی در فصل هشتم تاریخ کامل خود اینگونه این ماجرا را شرح می دهد:
"معذلک دو نفر از بزرگان که یکی ظلّ السّلطان پسر شاه و دیگری میرزا فتحعلیخان صاحب دیوان است بواسطهء نزاعی که بین آنها حاصل شده تصمیم گرفته‌اند یکنفر بابی را برای حکمیّت انتخاب کنند. با آنکه ظلّ السّلطان دشمن امر اللّه است معذلک این طور تصمیم گرفته و حکمیّت خود را باین بابی که چهل سال است بامر مبارک مؤمن است واگذار نموده و با هم عهد کرده‌اند که از رأی این بابی برنگردند و آنچه را بگوید مجری دارند..."

سوال اینجاست که آیا در مملکتی که حکومت اسلامی بر قرار است و بسیاری از مردم زیر خط فقر زندگی می کنند برگزاری چنین ضیافت هایی با کیفیتهای نقل شده توسط مسئولین جمهوری اسلامی و خدام حضرت رضا(ع) که ملقب به معین الضعفاست توجیه شرعی و عرفی دارد؟! آن هم نذر شخصی که به لحاظ سیاسی و مذهبی شائبه هایی در سوابق وی دیده می شود؟! و البته این سوالی است که انتظار می رود فقهای عظام با در نظر گرفتن جوانب امر پاسخگوی آن باشند.